تبليغاتX
واپسین دغدغه
دل نوشته
شاید سخت ترین لحظه های زندگی من ساعت هایی است که احساس ضعف، غرور، حسادت و یا کینه می کنم . . .
هر چند کوچک ولی تمام زندگی من را خراب می کند. تمام برنامه ها و تمام کار ها
از همه بدتر اینکه گاهی این احساس در کار های روزمره نیز حاصل می شود و حال آدمی را می گیرد.
به هر حال همه این ها ما را از حال خوب به حال بد رهنمون می کند.
نمی دانم که شد
ولی در هر صورتی امور زیادی من را از کار اصلی باز می دارد البته اگر کار اصلی اصلا وجود داشته باشد
این که کسی دارد من ندارم
چراظلم می شود
چرا
چرا
چرا
...
همه این ها ذهنم را چون خوره آزار می دهد
شاید بتوان به کمال رسید
اما در مرحله او ل باید کمال را بفهمی

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 20:9  توسط مراد | 
 
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 20:3  توسط مراد | 
ماه رحمت تا چند ساعت دیگر تمام می شود و ما و حسرت یک ماه دیگر . . .
در این دوران که کارها و وسوسه های مدرن امان از آدمی می رباید قابل توجه است. جنجالی دیگر که بین تحمل ناتوانی جسمی و پرداختن به کار های مهم دائما حالتی را به تو القا میکرد که نه حظ معنوی می بری نه می توانی بهره ای از کار های خود داشته باشی.
به راستی آن چه در ضمن این تاسف پیدا است کمی زیبا به نظر می رسد که ما در عمق وجود خود به دنیوی بودن کارهای اساسی خود رسیده ایم . . .
وای بر ما که نمی توانیم همواره دنیا را آنگونه که هست در یابیم
خارج از تمام اندیشه های که از دل و اندیشه ی افکار ما می گذرد حقیقت طلبی و بیچارگی در طلب حقیقت غایی ما را همچنان عذاب می دهد
ای یگانه ای که روح هستی تنها در تلالو تو آرام می گیرد، نمیدانم که تو خود خوبی هستی یا خوبی برای توست ولی به هر لذت وصلت را عارفان آن گونده پاینده توصیف می کنند که بقیه دولت ها و ذهن هایی که عمق آن نهایتا در تمام زندگی دنیایی ماست باید کنار بروند . ..
خدایا این دل خسته در پایان این ساعت های عزیز قدرت درک می خواهد تا با چشمش بتواند به منبع لایزال عظمت وصل شود. . .
خدایا به ما راه آرامش تمرکز و ممارست را برای زندگی در تمام سال های عمر عطا کن
خدایا به بی توجهی و هرزگی خود واقفم از من در گذر و به من کمال فنایت را عطا کن
خدایا نمی دانم چرا ولی می گویم که این امور را خارج از لقلقه زبان کن
آمین یا رب العالمین . . .
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 18:56  توسط مراد |